گزارش برنامه

گزارش صعود گرده غربی و خط الراس قله روته تاریخ اجرا: ۱۱ و ۱۲اسفند ماه 1396 ایران - تهران –لواسانات – فشم – روستای روته قله روته قله روته با ارتفاع 3230 متر در حاشیه غربی رشته کوه البرز مرکزی در استان تهران ، شهرستان شمیرانات ، بخش رودبار قصران ، روستای روته واقع است. روستاهای مبدا برای صعود قله : 1-روته 2-لالون مسیر های دسترسی 1 - تهران – جاده لشگرک – میدان لوسان – میدان فشم – جاده به سمت گرمابدر- اولین روستا سمت چپ روستای سادات روته مسیر های صعود روستای روته – یال جنوبی – قله روته روستای لالون – یال شرق به غرب –خط الراس روته - قله روته لیست لوازم فردی و فنی : کلاه پلار - دستمال سر -دستکش بیس 2 جفت - دستکش پنج انگشتی - روکش دستکش- عینک -کیسه بیواک –گتر -جوراب 2 عدد- پیراهن و شلوار بیس-کاپشن و شلوار گرتکس-کاپشن پر-پیراهن پلار-کفش زمستانی-کرامپون -کوله پشتی -فلاکس چای-کلاه کاسک-هارنس-باتوم-تسمه 120 3 عدد-کارابین پیچ 3 عدد -ابزار حمایت و فرود-طناب انفرادی- خود حمایت -یومار-هدلامپ و باطری اضافه- کیت کمک های اولیه لوازم و تجهیزات گروهی : فرند 7 عدد -شفت 6 عدد -تبر یخ یک جفت -کوييک 5 عدد - جی پی اس- بیسیم یک حفت- طناب 20 متری ضد آب هدف و انگیزه ارتقای سطح توانایی صعود های زمستانه و ارتقای کار فنی که نیازمند آمادگی روحی بسیار بالا و آمادگی جسمی بالا درهنگام صعود های کرده‌ای را داشته باشد. نحوه شکل گیری برنامه سال 1393 بودکه آقای نصیری در مورد قله روته و تیغه هاش صحبت هایی کردند.تیر ماه سال 96 هم محسن خسروی که برای صعود رخ شرقی آبک تلاش میکردندْ این منطقه با ابهت خود را نمایان کرده بود و با تعریف و تمجید های محسن ما جذب این منطقه شده بودیم .مهر ماه بود که تیم سه نفره متشکل از آقای رضا برمکی و آقای محسن خسروی و خانم جمالو موفق میشوند از رخ غربی قله روته را صعود کنند و با توصیف های این دوستان ما هم بر این شدین تا در این منطقه تلاشی بکنیم . قبل از صعود این مسیر تلاش کردیم پیشیه ای در مورد این مسیر پیدا کنیم و با جستجو در اینترنت و پرس و جو از دوستان قدیمی متاسفانه هیچ اطلاعاتی نصیبمان نشد جز یک صعود خط الراس زمستانه قله روته (وبلاگ همطناب من ) که ازمسیر جنوبی صعود کرده و خود را به قله رسانده بودند و از خط الراس به سمت روستای لالون حرکت کرده بودند. 18 آبان ماه ما هم یک مسیر از این منطقه را با نگرش صعود زمستانه صعود کردیم . مسیر بسیار زیبایی از آب در آمد. با توجه به صعودی که بر روی این مسیر انجام شد چند نکته در مورد صعود زمستانه ذهن ما رو درگیر خودش کرده بود: 1 – در مسیر سنگ های ریزشی بسیار زیاد است 2-با توجه به غربی بودن مسیر آفتاب دیر به این منطقه میتابد. 3- ریسک وارد شدن به دره با توجه به اینکه این منطقه جز مناطق پر بارش هست و تمام دهلیز های قله روته و آبک به دره ما بین 2 قله حرکت میکنه ذهن ما رو درگیر خودش کرده بود. در هرصورت ما تلاش کردیم برای این مسیر آمادگی خودمونو بالا ببریم که برای این امر تیغه های دارآباد و تیغه های اسپیلت رو برای آمادگی فنی انتخاب کردیم وچند برنامه کوهنوردی خط الراس توچال کلکچال ْ قله سرکچا ل ٌ قله ورجین ْ وقله ناز ..... جز برنامه های انجام شده بود و البته تیم دو نفره ما صعود زمستانه گرده شرقی آزاده کوه در را تجربه کرده بود. از اوایل بهمن ماه بود که هواشناسی منطقه را بصورت روزانه چک میکردیم تا پنجره هوای خوب برای دوروز پیدا کنیم . 12و 13 بهمن هوای مناسبی بود ولی با توجه با بارش بسیار زیاد اوایل هفته (قفل شدن تهران) و احتمال ریزش بهمن های دره ریسک کار بالا میرفت که با آقای رضا برمکی و ابوالفضل زمانی و چند تن دیگر از استاید مشورت کردیم و نتیجه این شد که زمان دیگری را انتخاب کنیم . با توجه به نزدیک شدن به آخر سال مشغله های کارهای بالا رفته بود و ما هم دلمان نمیخواست که این زمستان را از دست بدهیم. 11و 12 اسفند ماه را با توجه به هواشناسی زمان مناسبی دیدیم برای صعود و از اول هفته هر روز سایت ها ی هواشناسی مختلف را چک میکردیم که سایت free meteoهواشناسی روستای روته را هم به صورت منطقه ای ارائه میکرد که کار ما را آسان تر کرده بود. پنجشنبه 10اسفند ماه ساعت 13 با مهرداد در میدان انقلاب قرار گزاشتیم تا مایحتاج برنامه را تهیه کنیم در مورد روند و سیستم های صعود و ...هماهنگی هایی انجام بشه.اول یه ناهار مفصل میخوریم و به سمت منیریه میریم تا کیسه بیوام تهیه کنیم و بعد به هاپیر استار میریم و خرید های نظیر مرغ دودی آماده ٰ سفیده تخم مرغ آماده ْ مغز تخمه ْ مغز بادام زمینی ٰ شکلات ٰ و چند عدد ویفر شکلاتی تهیه مکنیم و بعد از تقسیم خوراکی ها از همدیگه خداحافظی میکنیم و قرار فردا رو برای ساعت 4 صبح فیکس میکنیم. 11 بهمن ماه 1396 ساعت 3 صبح از خواب بیدار شدم ولی تمام شب اصلا خواب مناسبی نداشتم بهرحال فلاکس پرمیکنم و وسایل را جمع میکنم و سوار ماشین میشم تا به دنبال مهرداد برم.قرار ما ساعت 4 بود که 10 دقیقه زودتر رسیدیم و مهرداد مثل همیشه آماده بود.به سمت منطقه فشم به راه افتادیم در طی مسیر صحبت های رد و بدل شد و فیلمی از جاده میگیریم.طبق زمانبندی از برنامه جلو بودیم و ما با توجه به شرایط صعود باید تا روشن شده هوا صبر میکردیم . ماشین رو بعد از روستا در نزدیکی ابتدای دره در کنار رودخانه پارک میکنیم صبحانه رو داخل ماشین میخوریم و منم چسب سگک کتر رو ترمیم میکنم .سپیده نوید شروع برنامه رو بهمون میداد کم کم کفش رو پام میکنم و از ماشین خارج میشم هوا نسبتا سرده ولی خوب کاپشن پر لایتی که برای این برنامه تهیه کردم رو میپوشم. هارنس رو به تن میکنم و کلاه کاسک رو میزارم سرم و چند تیکه از وسایل تیمی رو میدم به مهرداد تا بزاره تو کولش. کوله رو میندازم رو دوشم و با مهرداد صحبت میکنم تا چیزی از قلم نیفتاده باشه. ساعت 6:10 دقیقه صبح شروع به حرکت میکنیم و جاده اسفالت رو ادامه میدیم و بعد از گذر از کنار ویلاها ٰ از روی پل میگذریم و وارد دره میشیم. تو تفکرات خودم غرق بودم و داشتم قسمت های گرده دار مسیر رو توذهنم کنکاش میکردم و به نکاتی که دوستان گفته بودند فکر میکردم به هر حال دیگه از دروازه دره گذشته بودیم وارد برنامه اصلی شده بودیم. کف دره در بعضی جاها بدون برف و در برخی نقاط پوشیده از برف بود و حجم آب رودخانه بسیار پایین امده بود که با توجه به عبور از چند نقطه از رودخانه خوشبختانه به مشکلی نخوردیم ولی از دور مشخص بود چند تا از بهمن های دهلیزه های آبک و روته ریخته بود و ما یکم خیالمون راحت شد از اینکه تونسته بودیم زمان مناسبی روبرای برنامه انتخاب کنیم. به ابتدای مسیر صعود رسیدیم که نشانش یه لوله انتقال آب هست .در این قسمت دره چند تا رد پای حیوانات رو مشاهده کردیم و بعید هم نبود با توجه به فصل زمستان به مناطق پایین دست میان برای شکار و .... . ابزار های فنی رو چک میکنیم و شروع به صعود میکنیم .هرکی برای خودش بصورت فری سولو صعود میکنه وی با توجه به اینکه کفش تک پوش سنگین داریم سرعتمون نسبتا پایینه.میرسیم به قسمتی که یه سنگ کوتاه رو باید رد کنیم با حمایت بدنی مهرداد صعود میکنم و بالا دست کارگاه میزنم تا مهرداد صعود کنه.مسیر رو ادامه میدیم و در کنار سنگی مقداری نوشیدنی گرم میخوریم . از این قسمت به بعد همطناب میشیم مهرداد جلو حرکت میکنه و با حرکت روی برف خودش رو به اول شکاف میرسونه.من میرسم بهش کارگاهی میگیریم و نفر اول صعود میکنم در طول مسیر فروند میزارم و کارگاه دوم رو آماده میکنم و مهرداد صعود میکنه و مسیر رو به صورت سرطناب ادامه میده و کارگاه دیگه ای میگیره تا من صعود کنم.داخل شکاف برف سفت هست ولی یخ نیست که این امر یکم بخاطر پر شدن لابلای سنگ ها کارمون رو سخت کرده بودو در چند نقطه پام تو تله برفی فرو میره .شکاف رو ادامه میدیم و دو کارگاه دیگه میگیریم تا به انتهای شکاف میرسیم در طول مسیر به جی پی اس نگاه میکنیم تا از مسیر خارج نشیم . بالای شکاف مسیر رو دوباره چک میکنم با توجه به ترک در آبان ماه از سمت چپ تیغه ها صعود کرده بودیم ولی با توجه به نقاب ها و برف هایی که تا بالای تیغه ها بالا امده بود مسیر سمت راست را انتخاب میکنیم و وارد شکافی دیگه میشیم که در اواخرش یه درخت کاج وجود داره.گله ای از کل ها سمت پپمون روی تیغه ها دارن حرکت میکنن . تو این شکاف دو تا کارگاه میگیریم و درطول مسیر ابزار میانی میزاریم ولی فاصله میانی ها از حد عادی بیشتر میشه بخاطر عدم وجود شکاف. بصورت ضربدری مسیر رو ادامه میدیم و به انتهای این شکاف میرسیم. ما تماما در جهت شرق صعود میکردیم و از این قسمت به بعد باید جهت صعودمان به سمت شمال شرق ادامه پیدا میکرد.از کنار یک نقاب حرکت میکنیم و به جهت شمال شرق ادامه مسیر میردیم . قسمت دیگه ای از صعود رگه ای سنگی رو در پیش رو داریم و سعی میکنیم که این قسمت را از پشت صعود کنیم که به بن بست میخوریم و برمیگریم تا از جلو تلاش به صعود کنیم . مهرداد پیش تر حرکت میکنه و من پشت سر او.در میانه راه جا به جا میشویم و من جلو تر حرکت میکنم و با حمایت بدنی مهرداد سنگی را صعود میکنم و کارگاهی میگیریم تا مهرداد هم صعود کند. میخوام گوشی موبایل را در بیارم تا ترک مسیر را چک کنم متاسفانه گوشی نیست و به مهرداد اعلام میکنم که این اتفاق افتاده و مهرداد به کنار من در کارگاه میرسه.خوشبختانه گوشی خودش رو در میاره و آنتن رو چک میکنه که خوشبختانه انتن داره و با موبایلش به موبایل من زنگ میزنه و صدای گوشی من در یکم پایین تر به گوش میرسه و مهرداد 10 متری منو فرود میده و گوشی رو از زیر برف در میارم.خوشبختانه گوشی کار میکند و خودمو به پیش مهرداد میرسونم. از این قسمت تا گردنه راهی نمانده ولی ابر ها بالای سر ما خودنمایی میکنن.صعود رو ادامه میدیدم همراه با برفکوبی سنگینی که سرعتمون نسبتا کم شده . ساعت 17 به گردنه غربی میرسیم و نقاب بسیار زیبای خود نمایی میکنه. باد نسبتا شدید شده و ساعت 17:30 دقیقه است ما خودمون رو به یک متری قله میرسیونیم که از تیم پشتیبان تماس میگیرند و خوش و بشی میکنیم و با اعلام سلامتی خیال آنها را راحت میکنیم . هوا کم کم رو به تاریکی میره و باید جایی خوبی رو انتخاب کنیم برای شبمانی بدون تجهیزات . با توجه به شناختی که از منطقه در آبان ماه داشتیم حفره ای برای دو نفر در زیر قله هست که محل کمین شکارچیان بود و ما خودمون رو به اون قسمت میرسونیم و خشبختانه پیداش میکنیم. حدودا یک فضای با ابعاد دو در یک میباشد که برای به صبح رساندن دو نفر کافیست . لوازم فنی رو از خودمون جدا میکنیم و لباس های اضافه رو سریعا از کوله خارج میکنیم و میپوشیم و با جمع وجور کردن وسایل به داخل حفره داخل کیسه های بیواک میریم.برای اینکه زیرمان سرد نباشید پله رکاب ها و تسمه های خشک را میگزاریم زیرمان و پاها را داخل کوله میکنیم و از نوشیدنی گرم داخل فلاکس ها استفاده میکنیم . تنقلاتی که بهمراه داشتیم بهمراه یه مرغ دودی میل میکنیم و هدلامپی در داخل حفره روشن میزاریم .منظره زیبایی در مقابلمون هست با تاریک شدن هوا چراغ های روستای روته و فشم و در دوردست تهران روشن شده . رفته رفته گرمای بدن ما از دست میره و بر سرمای محیط افزوده میشه در مقابل حفره در حدود نیم متر برف بصورت دیواره ما رو در مقابل باد محافظت میکنه . در طول شب خواب های کوتاهی داریم و صحبت های رد و بدل میکنیم .زمان را هم چک میکنیم و با دوستان پشتیبان در ارتباط هستیم و موقعیت را اعلام میکنیم که ادامه مسیر رو برای روز بعد موکول میکنیم. دم دم های صبح سرمای هوا بیشتر شده بود که ما خودمون جمع میکنیم ته حفره ولی خوب دیگه داشت صبح میشد و ما شب سردی رو پشت سر گذاشته بودیم و داشتیم از طلوع لذت میبردیم که آفتاب طلایی به خط الراس دارآباد توچال میتابید.ساعت 8 آفتاب کاملا جلوی حفره را گرفت و ما وسایل رو از حفره خارج کردیم و با خوردن تنقلات خودمون رو برای ادامه مسیر اماده میکردیم.ساعت 9 بود که شروع به صعود کردیم خط الراس رو در جهت شرق ادامه دادیم . خط الراس تماما نقاب هایی به سمت شمال داشت و با توجه به اینکه شمال خط الراس دیواره ای بود بیشتر متمایل از قسمت پایین سمت جنوب صعود میکردیم و در چند قسمت مجبور شدیم از پایین دست تیغه ها رو دور بزنیم و کم کم به انتهای خط الراس رسیدیم که درگیری با سنگ دوباره شروع شد.با بررسی هایی که انجام دادیم تصمیم بر این شد که این قسمت روبه وسیله طناب فرود بریم . کارگاه اول طناب را به دور سنگ انداختیم و فرود رفتیم ولی با توجه با اینکه سنگ های منطقه بسیار زبر بود طناب گیر کرد و مجبور شدم یکم صعود کنم تا طناب رو آزاد کنم . طناب آزاد شد و برای فرود بعدی دنبال کارگاه میگردیم که یه منقاری پیدا میکنیم و تستش میکنم تا سنگش ریش دار باشه بخاطر اینکه روکش طنابمون از بین نره طناب 7 میلیمتری از قبل پیش بینی شده رو دور منقاری میندازیم و فرود میریزیم و طناب رو با خیال راحت میکشیم و طنابچه جا میمونه.به سمت غرب متمایل میشیم تا کارگاه دیگه ای بگیریم و آخرین فرود رو بریزیم و خوشبختانه سنگی رو پیدا میکنیم که با یک طول فرود به پای دیواره مسیره و تسمه 120 رو به دورش میندازیم و فرود میریم و به کف دیواره میرسیم و به سرعت به ادامه خط الراس در جهت شرق حرکت میکنیم و نوبت به نوبت برفکوبی میکنیم و با توجه به حجم برفکوبی استراحتی میکنیم و تنقلاتی خورده و آبی مینوشیم ولی از چای و قهوه خبری نیست. به دوراهی میرسیم که خط الراس به دو یال متهی میشه که یکی به انتهای لالون و یکی به ابتدای لالون میره و سوار یال سمت راست میشیم که یک یال فرعی به سمت دشت زیر دیواره روته دارد.به دشت میرسیم و با نگاه به بالا 5 مورد بهمن رو در زیر دیواره های جنوبی روته مشاهده میکنیم مسیر رو ادامه میدیم و خودمان را به یال صعود زمستانه روته میرسانیم تا کاملا ایمن به سمت روستا حرکت کنیم .در نزدیکی ماشین هستیم که از تیم پشتیبان تماس میگیرند و ما خبر اتمام برنامه را در ساعت 14:20 دقیقه اعلام میکنیم . در کنار ماشین لباس ها رو عوض میکنیم و یکم تنقلات میل میکنیم و به سمت تهران به راه میفتیم و در میانه راه مقداری تنقلات و آب تهیه کرده تا درطی زمان برگشت بتوانیم آب بدنمان را تامین کنیم . به دعوت مهرداد به یک فست فود میرویم و ناهار را در تهران میل میکنیم و بعد از رساندن مهرداد به سمت خانه حرکت میکنم و در طی راه به شب گذشته و باید ها و نباید هایش فکر میکنم که هرچند سخت بود ولی جمله ای به ذهنم میاید ْ ^^در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است ^^ اسفند ۹۶